امروز هم میروم مجلس
بیش از آنچه که من یا هر کس دیگری تصور می کرد، اخراج یک خبرنگار از مجلس تبدیل به یک بحران شد . بحرانی که راه خروجش پذیرفتن ساده یک حقیقت است . و آن اینکه : خبرنگار چشم مردم است نه چشم نماینده های مجلس هفتم و تشخیص معیوب بودن این چشم با خود مردم است . نه آنکه نماینده بگوید : این چشم معیوب است و ما را سالم نمی بیند . اما با هنر و کوهکن و به گفته خود آنها ، 80 نفر از یارانشان بی توجهه به این واقعیت ، این چشم از حدقه به در آوردند تا عیوب خود پوشیده دارند . غافل از آنکه مردم از این پس اگر یک چشم از دست داده باشند هزار چشم می شوند تا خود از نزدیک ماجرا را دنبال کنند :که چرا مجلس هفتم درست پس از انتشار فیش حقوقی ، چشم بیداری را معیوب خواند و سپس آن را از جای کند . من هم اگر سماجت می کنم و پس از اخراج چندین بار دیگر پشت درهای بسته ساختمان هرمی شکل بهارستان بست نشستم نه برای مطرح شدن اسم و موقعیت شخصی ام هست . چرا که تردید ندارم تاریخ اگر به علت فراموشی " مسیح علی نژاد" را از یاد ببرد هرگز اخراج یک " خبرنگار" از خانه ملت و سماجت او برای دفاع از جایگاه خبرنگاری را فراموش نخواهد کرد و من هم بیش از این نمی خواهم . پس امروز هم پشت درهای بسته مجلس هفتم به انتظار می ایستم تا کسانی که هر روز اتهام جدیدی را نثارم کردند یاد بگیرند پرونده انگ زدنها و متهم کردنهای بی سند و بی ثبات را برای همیشه ببندند.
|
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/212
|