.
.

پويان
وب‌نوشته‌هاي مسيح علي نژاد


 

۲۱ فروردین

امروز هم میروم مجلس

بیش از آنچه که من یا هر کس دیگری تصور می کرد، اخراج یک خبرنگار از مجلس تبدیل به یک بحران شد . بحرانی که راه خروجش پذیرفتن ساده یک حقیقت است . و آن اینکه : خبرنگار چشم مردم است نه چشم نماینده های مجلس هفتم و تشخیص معیوب بودن این چشم با خود مردم است . نه آنکه نماینده بگوید : این چشم معیوب است و ما را سالم نمی بیند . اما با هنر و کوهکن و به گفته خود آنها ، 80 نفر از یارانشان بی توجهه به این واقعیت ، این چشم از حدقه به در آوردند تا عیوب خود پوشیده دارند . غافل از آنکه مردم از این پس اگر یک چشم از دست داده باشند هزار چشم می شوند تا خود از نزدیک ماجرا را دنبال کنند :که چرا مجلس هفتم درست پس از انتشار فیش حقوقی ، چشم بیداری را معیوب خواند و سپس آن را از جای کند . من هم اگر سماجت می کنم و پس از اخراج چندین بار دیگر پشت درهای بسته ساختمان هرمی شکل بهارستان بست نشستم نه برای مطرح شدن اسم و موقعیت شخصی ام هست . چرا که تردید ندارم  تاریخ اگر به علت فراموشی " مسیح علی نژاد" را از یاد ببرد هرگز اخراج یک " خبرنگار" از خانه ملت و سماجت او برای دفاع از جایگاه خبرنگاری را فراموش نخواهد کرد و من هم بیش از این نمی خواهم . پس امروز هم پشت درهای بسته مجلس هفتم به انتظار می ایستم تا کسانی که هر روز اتهام جدیدی را نثارم کردند یاد بگیرند پرونده انگ زدنها و متهم کردنهای بی سند و بی ثبات را برای همیشه ببندند.




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/212