.
.

پويان
وب‌نوشته‌هاي مسيح علي نژاد


 

۲۴ فروردین

بلاخره از پای افتادم

وقتي عماد افروغ پاي پيش گذاشت تا در جايگاه رياست كميسيون فرهنگي مجلس هفتم غايله اي كه براي اخراج يك خبرنگار از مجلس در گرفته را خط پاياني زند، با خودم فكركردم پس هستند كساني كه وجدان شان از اين همه اتهام هم فكرانشان عليه يك خبرنگار اندكي به درد آيد. نشستيم و نظاره گر شديم تا ببنيم وجدان به درآمده براي ما چه مي كند؛ هنوز از خبرگزاري بيرون نرفته بود كه خبر پادر مياني اش را با آب و تاب خاص خبرنگاري تنظيم كردم كه اگر اعتراضي، بيانيه اي، تحصني و يا تحريمي از سوي جريان ها و گروه هاي سياسي به پا شود نه از سوي من است كه اين حركت خودجوش را فردا چون پتكي بر سرم نكوبند و بگويند:"چون هياهو كردي پس پا در مياني ما هم هيچ."


اما تنها يك روز از رفتن او از خبرگزاري گذشت كه مصاحبه اش با خبرنگاران گويي اب سردي شد برآن تفكرم كه" هستند وجدان هاي به درد آمده اي در مجلس." گفته بود:" اعضاي هيات رئيسه هم سه شاهد دارند كه مسيح علي نژاد را پاي كازيه نمايندگان در حال سرقت فيش حقوقي ديده اند."


بگذريم مي خواستم بگويم بالاخره از پاي افتادم.


 نه اشتباه نشود از نزاع هر چند نابرابر با مجلسيان هرگز از پاي نيافتادم كه رگ هاي گردن و دست چپم طي اتحادي غريب از پاي انداختند مرا و افتادم. درست در مقابل در ورودي خبرگزاري ايلنا. جايي كه هميشه از روي جوي پهن و عريضش ترجيح مي دادم پل را ناديده گيرم و مستانه بپرم اما اين بار به همت گرفتگي رگ هاي گردن و دست چپم افتادم.


دوست نداشتم نمي خواستم و يا اصلا هرگز اجازه نمي دادم كسي مرا نزار و بيمارببيند ؛اما ديروز همه همكاران خوبم در ايلنا مرا همانگونه ديدند كه هيچ وقت نمي خواستم. آمبولانس آمد و بقيه ماجرا ....كه بي اغراق گويي در يك دنياي ديگر بودم. گيج گنگ.


باز هم بگذريم افروغ در جلسه دو ساعته ايلنا به كرات از عقيده و باوردروني اش گفت كه هرگز حاضر به مصاحبه با رسانه هاي بيگانه نيست و گوشزدي به من وچرايي مصاحبه ام با bbc .


نمي دانم آيا اين باور دروني اش را براي كوهكن هم خواهد گفت يا نه؟!.. كوهكن هم كه گويي در مصاحبه اش با bbc و اژه ديگري را كه تاكنون كسي در مورد خبرنگار اخراجي كشف نكرده بود از خزانه لغت خويش بيرون كشيد و برهمه توصيفاتشان،" عنصر نامطلوب" را هم اضافه كرد تا مبادا به ناگزير  براي موارد قبلي سند و مدركي ارايه دهداما قطعا كسي از او  جوياي سند براي تعبير كلي در عنصر نامطلوب نخواهد بود.


 و اما نطق ديروز احمدي- نماينده تهران- گفته بود:"خبرنگار اخراجي از ماه ها قبل به نمايندگان بي حرمتي كرده و حتي يك بار به همه نمايندگان يك جا اهانت كرد كه اگر تريبون مجلس گسترده نبود تعبير بي ادبانه وي را همين جا نقل مي كردم.


قلم من اگر توان نقد و اعتراض تند و تيز به كرسي نشينان قدرت را نداشت، باز هم از زبان فحاشي و بي ادبي بهره نمي جستم تا اين روزها آنان كه از اثبات دزدي فيش حقوقي عاجز ماندندَ؛ گستاخي ام را فرياد زنند.


آن روز وقتي رسالت نوشت كه خبرنگار ايلنا و همبستگي پس از ديدن رئيس نظام دامپزشكي به او گفت :" آيا براي سر زدن به دام هاي داخل مجلس آمده ايد و روز ديگر وقتي كيهان نوشت  در حين نطق نماينده اي كه گفته بود 90 درصد مردم از بركناري احمد خرم (وزير راه ) راضي هستند،خبرنگاري با صداي بلند نماينده را "احمق"خطاب كرد، از تك تك اعضاي هيات رئيسه خواستم تا نويسندگان اين دو دروغ فاحش را بخواهد و خبرنگاران ديگري كه در صحنه حاضر بودند را نيز بخواهد؛ آن گاه آنچه سزاي هر آن كس كه بي احترامي يا دروغگويي كرده است را روا دارد  اما آن روز هيچ احدي به دفاع از حرمت مجلس بر نيامد و امروز با آنكه رئيس نظام دامپزشكي كشور و تمامي خبرنگاران كه در هر دو رويداد حضور داشتند احمق و گاو خطاب دادن انسان هاي محترم را تكذيب مي كنند، نمي دانم چگونه عده اي ديگر هم چنان مصرانه بر اين دروغ پاي مي فشارند و سطح و جايگاه مجلس را اين چنين به تنزل مي كشاند.


شايد،حكايت من حكايت همان شخصي است كه نزد حاكم بردندش و گفتند كه كافر شده است و حاكم به او گفت : به كفرت اقرار كن شخص گفت : من كافر نيستم. انساني هستم مسلمان و مسلمان زاده؛ حاكم به او گفت : هم اكنون تورا به دست مير غضب مي سپارم تا به كفر خود اقرار كني. شخص گفت: اي حاكم پيامبر با آن همه عظمت همه زندگي خويش گذاشت تا ما به اسلام اقرار كنيم ؛حال تو مرا شكنجه مي كنيم تا به كفر اقرار كنم؟!


 




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/219