موافقم. قاتل توجه الپر.رهبري كند.ما هستيم
آن 6 مورد را حذف کن کتابت را چاپ کن بعد آن 6 مورد را در وبلاگت بنویس من حتما میخوانم
واي به حالت اگر در ان كتاب كذايي مجلس را تاج خار فرض كرده باشي .اون وقت مي داني... جه كساني بايد به عزايت بنشينن
اول بگو اين 6 مورد چي هست؟
اين اقا يا خانمي كه پيام محبت اميز!!! و كمي تا قسمتي تهديد اميز !! (بدون نام) را داده خيلي با زبان مسلماني و اصولگرايي حرف زده!! اخر تا كي مي خواهيم با دفاعيات اينچنيني همه چيز را خراب كنيم! مجلسي كه انچناني تشكيل گردد! مدافعان اينچنيني هم دارد كه جز با كشتن و شكستن و ... به چيز ديگري فكر نمي كنند! مگر مجلس نعوذبالله قران است كه اگر كسي گيرم توهين هم كرده باشد! شما بخواهيد ... عزادار كنيد كه حتي اگر كسي با قران هم چنين كرده باشد در حد من و شما نيست در باره اش تصميم بگيريم. فقط ادمهاي احمق كه از دين خدا هيچ نمي فهمند! اينگونه فكر مي كنند! واقعا يك ذره عبرت از قتل درماني امامي نگرفتيد!!!
هزينه كتاب را از ابطحي گرفتي يا رمضانزاده؟
سلام
اگه فكر ميكني حذف 6 تا مورد به بحث اصلي كتاب صدمه نميزنه ميتوني حذف كني و بعد اونو تو وبلاگت بزاري .اما اگه موضوعات مهميه نبايد به اين سادگي ازشون بگذري.
موفق باشي
نوع استعاره اي كه استفاده كردي يعني خودت هم ترجيح مي دي كه چاپش كني منم بودم همين كار رو ميكردم
گارسيا ماركز
خانم علي نژاد از ديدار با شما در غرفه مطبوعات بسيار خوشحال شدم اميدوارم موفق باشيد.
خانم علي نژاد از ديدار با شما در غرفه مطبوعات بسيار خوشحال شدم اميدوارم موفق باشيد.
چاپش كن مسيح... اگه حتي از اين فرياد صداي ناله اي بيشتر نمونه... ما گوشهامونو واسه همين ناله ها هم تيز كرديم. آبجي تو چاپش كن ما ميگيريم مطلبو!
من هم با فردین موافقم موارد حذفی را در وبلاگ منتشر کن البته اگر کسی که قراره مجوز بده وبلاگ رو نخونه وگرنه مجوز رو بی خیال میشه !
سلام ...بستگي دارد حذفي چه باشد...گاهي يك حذف مثل آپانديس است و يك حذف مثل قلب....مصاحبه جالب شما را در زنان خواندم هم اسمتون خاصه هم منش و رفتارتون....موفق باشيد.
منم با فرزين موافقم. همون شش مورد رو چاپ كن بقيه ش رو هم اينجا بنويس!!! ديدي چقدر راحته!!!
احساس میکنم داری خودت رو می بازی اون هم مقابل کی کسایی که اونقدر ارزش ندارند که بهشون فکر کنی
مسیح جان استوار باش ومقاوم که همین مقاومت توست که همه رو به تحسین تو وامیداره
بستگي دارد تا حذف 6 مورد چقدر به كتاب لطمه بزند!
بستگي دارد تا حذف 6 مورد چقدر به كتاب لطمه بزند!
بستگي دارد تا حذف 6 مورد چقدر به كتاب لطمه بزند!
بستگي دارد تا حذف 6 مورد چقدر به كتاب لطمه بزند!
عزيز من در اين مملكت خوب ميداني كه متحجر و نادان از علم كتاب نويسي فراوان است.آقايان به كتابهاي پان تركيست ها تحت عنوان كتاب تركي مجوز ميدهند و براي چاپ شاهنامه فردوسي حذف نام شاه را طالب هستند. يكي از دوستان اديب من براي چاپ فرهنگ لغات با پيشنهاد مسخره حذف اسامي اعضاي بدن انسان روبرو شد و هرچه گفت اين يك كتاب لغت است قبول نكردند.خود من در مورد يكي از كتابهايم دچار مشكل حذف هستم. نميدانم در اين مملكت آقايان چگونه خود را مسلمان ميدانند ودست به سانسور هاي عجيب و غريب و مميزي متون به شيوه قرون وسطاپي ميزنند.اگر براي كسب در امد ميخواهي كتابت را چاپ كني با قبول حذف شش مورد مميز ارشاد اين كار را بكن چون كتابت با اسمي كه دركردي فروش خواهد داشت.ولي اكر براي آزادي بيان وقلم هستي بايد براي رسوا كردن متحجرين و نادانان مسلمان نما مقاومت كن. مگر دركتابت به مقدسات اهانت كرده اي كه از تو حذف شش مورد را ميخواهند؟ لابد آن شش مورد به حيطه سياستهاي غلط آقايان در اداره امور كشور مربوط ميشوند.كه از ترسشان ميگويند بايد آنها را خذف كني.اگر در زمان مديريت هاشمي رفسنجاني اجازه درج مطالب را ميدادند نه ايشان بيخودي امير كبير ميشدند ونه آن ضربه مهلك نفر سي ام مجلس را ميخوردند.همان سانسور ها و اعمال سياستهاي پراشتباه در اداره مملكت و نبودن آزادي بيان وقلم موجب ويران شدن آوار اقتدار بر سر خودش شد.ويا اين خرابي اخير قوه قضاپيه در مورد شكنجه كه وقتي فرياد هارا نشنيدند و اجازه به بيان حقايق ندادند با باختن آبرو - نيروي انتظامي را به مسلخ برده اند تا خود را از آبروريزي نجات دهند در حاليكه اين قضات بوده اندكه مجوز تعزير به بازجو هاي ضابط قضاپي ميدادند.و آقاي شاهرودي بعد از اطلاع از حقيقت مجبور به صدور بخشنامه اخير شدند.پس عواقب سانسور بالاخره دامان خودشان را خواهد گرفت.منهم با اين نوشتن ها كار دست خودم خواهم دادولي اكر هدف براي خداومردم شريف ومسلمان كشورم باشد خريدارهر بلاپي هستم.باز ياد آور ميشوم كه اگر هدفت خداپي باشدو ارزش هارا فراموش نكني حتما برنده هستي واين برد حوصله ميخواهد.
به نظر ميرسد كه آقايان از وبلاگ تو خوششان آمده كه وبلاگ مكمل براي آن باز كرده اند.تو سياست خوبي در پيش گرفته اي.بگذار خودشان را خسته كنند.مردم فهيم ما همه چيز را ميفهمند. در مورد آزادي همكارت كه معلوم نكردهاي به چه علت بازداشت شده در همين وبلاگ يك ستون ويژه براي جمَع آوري درخواست عمومي از محضر آقاي شاهرودي باز كن. درخصوص كتابت هم من فكر ميكنم اكر حذف شش مورد لطمه به اصل متن نميزند دستور آقاي مميز را اجرا كن.ولي من خودم اين كار را نميكردم و كتاب را براي چاپ در آينده نگه ميداشتم.حال خود داني.
نه. چاپ نکن. چون آن وقت مردم تو را آنگونه می شناسند.
سازش نکن. کاملا" خودت باش.
اکنون رژیم در موضع ضعف است. ما به مدد اینترنت بیشتر می توانیم خود ِ اصلی مان باشیم.
من موافق کوتاه آمدن, آن هم در شرایط ِ کلیدی نیستم.
سلام
لطفا اگر امكان دارد يگوييد چطور مي توانم با خانم مسيح علي نژاد تماس بگيرم.
مزيم از تهران
سلام
لطفا اگر امكان دارد يگوييد چطور مي توانم با خانم مسيح علي نژاد تماس بگيرم.
مزيم از تهران
سلام
خانم علي نژاد
من تاج خار را همين دوسه روز پيش خواندم . دست مريزاد محشر بود. با اين كتاب واقعا لذت عصيان روح ناآرامي را تجربه كردم كه مسيح وار جلتجتاي مجلس و زندگي را صليبي براي رهايي و تاج خاري براي شكوه مي خواهد.
سرافراز باشيد
پويان عزيز را هم از طرف ما ببوسيد
برادر احساس هاي عصيانگر شما : محمد
من هیچ وقت جلوی انتقاد را نگرفته ام و کسی را منع نکردم انتقاد صحیح و دلسوزانه ضرری ندارد. (رهبر معظم انقلاب )
اینجانب صابر حکیمی نسب هستم. من برای جوش و لک صورت به خانم دکتر پورسینا مراجعه کردم و ایشان بدون اینکه بگوید صورت من را می سوزاند بطور خیلی وحشتناک صورت من را سوزاند. من به ایشان گفتم چرا صورت من را سوزاندید شما که به من نگفته بودید ایشان گفتند که منشی من باید برگه ای را به شما داده باشد که یادش رفته است به شما بدهد. من که در آن روزهیچ وقت از کسی شکایت نکرده بودم و چون ایشان گفته بودند که دو هفته ی دیگرخوب می شود شکایت نکردم. اما چهل روز هم گذشت خوب نشد.من دیدم هر روز بدتر می شود به ایشان گفتم از شما شکایت می کنم.ایشان با صدای بلند گفتند من پای دادگاه ایستاده ام. وقتی می خواستم بروم ایشان به من گفتند دوباره بر روی صورت شما عمل پیلینگ انجام می دهم و پولی از شما نمی گیرم. من نمی دانم که ایشان دکتر بودند یا آدم کش؟ دکتری که یک عملی را انجام داده و اسیدی را بر روی صورت من مالیده و صورت من به آن حساسیت نشان داده است و حتی خطر مرگ من نیز وجود داشته است چرا دوباره می خواهد روی صورت من عمل پیلینگ انجام دهد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من دادگستری را بلد نبودم از برادرم کمک گرفتم که او شاهد من نیز هست. قبل از اینکه من شکایت کنم عده ی زیادی از مردم گفتند که دکتر زیاد پارتی دارد و شکایت تو فایده ای ندارد و نمی توانی حق خود را بگیری. من گفتم مگر قانون های ما از قانون های اسلامی سرچشمه نمی گیرد چرا من نتوانم حق خود را بگیرم.
سراغ کتابهای اسلامی رفتم و دیدم اسلام مجازات سنگینی را در نظر گرفته است.
حتی پدر ومادرم با شکایت من مخالف بودند و گفتند دکتر پارتی دارد و نمی توانی حق خود را بگیری. من به آنها گفتم شکایت می کنم تا ببینم چه کسانی پارتی بازی می کنند حتی اگر در آخر به دلیل پارتی بازی من را زندانی کنند یا حکم اعدام مرا صادر کنند. من از خانم دکتر پورسینا شکایت کردم.وقتی شکایت کردم گفتند باید به سازمان نظام پزشکی بروی. اما هیئت مدیره نظام پزشکی تشکیل نشده بود.( که با مراجعه زیاد من به رییس دادگستری و شما و نوشتن نامه به رییس قوه قضاییه و مقام معظم رهبری هیئت مدیره نظام پزشکی یزد بعد از یکسال تشکیل شد. ) من به پزشکی قانونی رفتم. متخصصان پزشکی قانونی از کار وحشتناک دکتر پورسینا تعجب کرده بودند. آنها گفتند که صورتت را باید به یک متخصص پزشکی قانونی نشان دهید. من به دکتر سلیمانی مراجعه کردم ایشان در برخورد اول با من بداخلاقی کردند اما وقتی عکسهایم را دیدند نظر ایشان به کلی عوض شد. ایشان گفتند در طول شش ماه کاملاً خوب خواهد شد و دکترها برای اینکه عمل پیلینگ را انجام دهند صورت بیمار را تست می کنند بعد بر روی صورت عمل پیلینگ انجام می دهند. این در حالی است که دکتر پورسینا حتی به من نگفته بود که صورت من را می سوزاند.
برای اینکه برای من کمیسیون بگیرند مبلغ 500000 ریال را از من گرفتندوگفتند شش ماه دیگر برای من کمیسیون می گیرند. شب همان روز خوابی دیدم که برای من کمیسیون گرفته بودند و پارتی بازی کرده بودند و من را صد درصد مقصر دانسته بودند. به بازپرس مراجعه کردم و بازپرس دو بار پیاپی به رییس پزشکی قانونی گفت که باید مرا تعیین ارش کنند. اما رییس پزشکی قانونی گفت که ما تعیین ارش نمی کنیم. ایشان قانون را براحتی زیر پا گذاشتند. بالاخره بار سوم بازپرس به رییس پزشکی قانونی هشدار داد که اگر تعیین نکنند تخلف قضایی محسوب می شود.طبق قانون پزشکی قانونی باید میزان صدمه وارده به صورت در صورت ثابت ماندن یا محو شدن را اعلام کند. آنها در صورتی که تا آخر شش ماه کاملاً خوب شود هفتصدوپنجاه هزارتومان تعیین کردند. بالاخره برای من کمیسیون گرفتند. قبل از کمیسیون خانم حاضری گفت : حیف پولی که تو دادی کمیسیون برای تو هیچ نتیجه ای ندارد. حتی قبل از کمیسیون هم دست از شکنجه روحی و روانی من دست بر نداشتند. چطور ممکن است که هنوز برای من کمیسیون نگرفته اند اما نتیجه کمیسیون را می دانند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
رییس پزشکی قانونی و خانم دکتر کفایی و دکتر نوربالا در کمیسیون حضور داشتند.آنها بسیار از دکتر حمایت کردند تا حدی که من از شدت ناراحتی و عصبانیت می خواستم کمیسیون را ترک کنم. مخصوصاً رییس پزشکی قانونی که نمی دانم ایشان چه نسبتی با دکتر داشتند که حمایت بیجا و بی دلیل از دکتر می کردند. دکترها گفتند که عمل دکتر عادی بوده است!!!!!! من نمی دانم کجای دنیا اگر دکتری بدون اطلاع قبلی صورت یک جوانی را با اسید بسوزاند این عمل عادی است. جالب آنجاست که آنها قانونی را هم برای خود تصویب کرده اند.
من از یک خانم دکتر شکایت کرده بودم آنها هم از خانم دکتر برای کمیسیون من دعوت کرده بودند.
مسئله دیگر اینکه انها بجای اینکه از من حمایت کنند چرا از دکتر حمایت کردند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیدن این صحنه ها برای من که جوان بودم ناراحت کننده و ناامید کننده بود چون ...................
چند روز بعد رییس پزشکی قانونی به من پیشنهاد یک میلیونی داد و به نوعی مرا تهدید کرد که اگر می خواهی از راه قانونی پیش بروی مبلغ کمتری نصیبت می شود که می توان گفت این پیشنهاد رشوه دادن بود برای اینکه من یک میلیون بگیرم و دیگر سراغ آنها نیایم و رضایت بدهم تا پای دکتر به دادگاه کشیده نشود. به قول خودشان من اولین کسی بودم که زیاد به سراغ آنها می رفتم و این کار من خیلی آنها را عصبانی کرده بود.
در حالی نتیجه کمیسیون را کارشناس پزشکی قانونی ( خانم دکتر کفایی ) اعلام کرده بود که من آن پیشنهاد را قبول نکرده بودم که ایشان دکتر را فقط ده درصد مقصر اعلام کرده بودند.الان می فهمم که چرا آن روزی که من به دکتر گفتم از شما شکایت می کنم خیلی راحت گفتند من پای دادگاه ایستاده ام.
این رای کمیسیون با عقل جور در نمی آمد. من جا دارد از بازپرس زارعی بسیار تشکر کنم که ایشان هم این رای را قبول نداشتند و حکم را صادرنکردند. چون خیلی خنده اور بود. من به رییس دادگستری مراجعه کردم که ایشان نوشتند مسئله من از طریق کمیسیون نظام پزشکی حل شود. ایشان گفتند که در کمیسیون نظام پزشکی یکی از اعضای دادگستری حضور دارد و نمی توانند پارتی بازی کنند. اما در نظام پزشکی رییس نظام پزشکی هم هست همان کسی که دو بار مانع از آمدن دکتر به دادگاه شد. خدا کند در کمیسیون نظام پزشکی دیگر پارتی بازی نکنند. وقتی این مسائل را به روحانیون می گویم که چقدر آنها به من ظلم کرده اند آنها می گویند با ظهور امام زمان عدالت واقعی برپا می شود. الان بیشتر مورد شکنجه روحی و روانی و عذاب وجدان قرار می گیرم که بعضی ها به من می گویند که دیدی نتوانستی حق خود را از دکتر پورسینا بگیری و ما چقدر به تو گفتیم که شکایت نکن دکتر پورسینا پارتی دارد. من در این ده ماه نتوانستم درس بخوانم و در کنکور قبول نشدم و چقدر عذاب وجدان گرفتم و دچار افسردگی شدم در حالی که دکتر راحت و خوشحال به طبابت خود ادامه می دهد. خدا لعنت کند هر دکتر و مسئولی که جوانی را عذاب و شکنجه می دهد.
من به دلیل اینکه این تبعیض ها و بی عدالتی ها و این حمایت هایی که من را خیلی رنجانده است و اینکه به همه بگویم که نتیجه ای از شکایتم گرفته ام از رییس پزشکی قانونی شکایت دارم.
آیت الله شاهرودی : دادستانها باید مراقب باشند كاری نكنند كه دستگاه هایی كه قدرت دارند به وسیله قدرت
خودحقوق مردم را پایمال کنند.
با تشکر
با سلام چطور مي توانيم با آيت الله شاهرودي از طرق ايميل درد دل كنيم باتشكر
|