شوک انتخاباتی
باز هم ملت همیشه در صحنه ایران حماسه آفرید و ملت در صحنه و دور از صحنه را در شوک انتخاباتی فرو برد.لحظه به لحظه از همه جا خبر می رسد، اما خبر های رسمی و غیر رسمی همه حکایت از حذف کاندیداهای اصلاح طلب از عرصه رقابت دارد. به خیلی ها شوک وارد شده است.
اما به کروبی و معین که اگر یکی بزرگواری می کرد و به نفع ملتی مایوس تن به ائتلاف می داد، اینک از گردونه حذف نمی شدند، هم شوک وارد شده است؟ به لاریجانی که شورای هماهنگ کننده محافظه کاران، تا لحظات پایانی انتخابات بر ماندنش در عرصه اصرار کرد و برای نامزدش سنگ تمام گذاشت آ یا شوک وارد نشد؟ به قالیباف که صرف نظر از اعتماد به نفسش در قامت بیلبوردها واکثر دیوارهای کشور، تا دقایق پایانی شمارش آرا نیز ، هوادارانش را تر دیدی در پیروزی وی نبود ،چطور؟ هاشمی که از ورای آن همه ابهت قدرت به میان جوانان و نوجوانان آمد و گریست ،آیا به سبد اندک آرای خود ، اینک با شوک نمی نگرد؟ به مهر علیزاده که تجربه هم قطارانش را در انتخابات گذشته فرا روی داشت ،قطعا نمی باید شوکی وارد می شد، اما به خود احمدی نژاد،چطور؟
فضای مطبوعات و خبرگزاری های ایران، امروز دیدنی بود، هیچ کس سعی نمی کرد دیگری را در پنهان ساختن شوکی که به او وارد شده گول بزند.
اگر چه شورای نگهبان، پیشا پیش ورود احمدی نژاد و هاشمی را به مرحله دوم انتخابات، اعلام کرده است ،اما باز هم خبر های لحظه به لحظه از ستاد انتخابات وزارت کشور که ورود کروبی و هاشمی را به مرحله دوم اعلام می کند، امید بخش نیست، چون تجمع خود جوش مردم! در مقابل وزارت کشور ،نا خود اگاه ،برتری احمدی نژاد بر کروبی را در ذهن تداعی می کندو ....
اما من به همان اندازه که همراهی احمدی نژاد با خبر نگار اخراجی مجلس هفتم در نقد میزان دریافتی های نمایندگان، آن هم در فصل انتخابات، برای من و همکارانم شوک آور بود ، بی سر و صدا به اوج آرا رسیدنش در انتخابات نیز کم از آن نبود.
روزهایی سرشار از ابهام در پیش است.
|
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/311
|
جنبش سئوال !!!!!!!!
فراخوان عمومی برای ثبت قولهایی که احمدی نزاد به مردم داده در وبلاگها
یه سری به وبلاگه من بزنید ..اگه فکر کردید که میشه روی این موضوع کار بشه به بقیه دوستان هم پیشنهاد بدین.
موافقم ٬ موافقم كه شوك بزرگي بر همه وارد شد و اين همه از نتايج سحر است .
مطلبي نوشته ام كه اگر نظري دهيد خوشحال مي شوم .
در ضمن بخش نظرات پست بالا كار نمي كرد . مجبور شدم در اينجا بنويسم .
لينك شما را هم در وبلاگم گذاشته ام .
البته با اجازه شما
مسيح جان ُ من هم با تو موافقم . ولي هيچيزي نبايد جلوي جبران اشتباه را بگيرد . به فرزندانمان خواهيم گفت و خواهيم آموخت كه فقر فرهنگي درد جامعه ماست . اگر مي خواهيم از دست اين غده سرطاني راحت شويم چاره اي جز اين نداريم آموزش مدنيت آموختن درك كردن آموختن انديشه كردن و آموختن فريب عوام فريبي را نخوردن
مردم ما به دلايلي منطقي دچار اين عارضه شدند
بايد پيشگيري كرد من هم مثل تو غمگينم به فرصت هاي سوخته فكر مي كنم و افسوس مي خورم . باشد ولي....دوباره مي سازمت وطن
باز هم باختيم چون مردم را نشناخته ايم و هميشه بجاي مردمي بودن بيشتر ميخواهيم گروهي باشيم. مردم را شناختن كار ساده اي نيست. همانهايي كه تحريم و رفراندوم راه مياندازند نيز به اندازه اي ساده هستند كه تنها خود را مضحكه ميكنند وگر نه با اين مردم نميشود آزادي را لمس كرد
قبول دارم كه به همه آنهايي كه گفتي شوك وارد شد. (البته در مرحله اول چرا كه حكايت مرحله دوم دور از انتظار نبود).اما من فكر مي كنم كه دوستان تحريمي كه بعضي هاشان در هر شرايطي پيروز ميدان هستند و حاضر به پذيرش خطا يشان نيستند نقش مهمي در خلق شگفتي داشتند. در ضمن جلسه روز يكشنبه محافظه كاران نيز بسيار هنرمندانه بود(رقيب نحوه بازي را آموخته است). در رابطه با اپتلاف با آقاي كروبي زياد موافق نيستم چرا كه بخش عمدهؤاي از نارضايتي مردم از اصلاح طلبان ناشي از اپتلاف نا همگون جبهه دوم خرداد بود كه افراد با گرايش فكري بسيار پراكنده مي خواستند در عرصه تصميم گيري بطور مشترك عمل كنند. و اين سازهاي ناهمگون بعضا باعث شد كه اصلاح طلبان مدام از مردم فاصله بگيرند بطور يكه توجيه كردنشان در روزهاي انتخابات حداقل براي من كه يك تبليغات سرخود به نفع اصلاحطلبان هستم بسيار سخت بود. در اين مورد حرف بسيار دارم اما از انجايي كه وبلاگ من يك وبلاگ تخصص است كه فقط در مورد طبيعت و كوهنوردي است فقط آدرس ايميلم را ذكر كردم و اميدوارم از همين طريق نظرتان را بدانم.
اول از همه بگم كه بخش نظرات يه مشكلي داره.خواهش مي كن م درستش كنيد.دوم در مورد يادداشت بعدي و راي آوردن اقاي احمدي.مسيح خانوم فكر نميكنيد خيلي هم بد نشد آقاي احمدي نژاد اومد؟من اصلا از ايشون طرفداري نميكنم به كلي دليل نه به ايشون راي دادم نه اينكه از ايشون خوشم مياد.اما خيلي چيزها به نظر من نشون داده ميشه.كاري كه اصلاحات در ايم مدت نتونست انجام بده اينها انجام دادند.خودشون به دست خودشون اقاي هاشمي را حسابي تنبيه كردند.كاري كه اگر اقاي معين (با به دور آمدن )انجام ميداد مطمپن باشيد هيچكس از روشنفكران در ايران زنده نميماند.اقاي هاشمي با اون همه رسوايي هايش شكنجه ها و ماشين به دره انداختن ها و ....اين يكي از دستاورد ها بود.ما متوجه شديم كه اصلاحات خيلي بيشتر بايد زحمت بكشد براي هدفش روشنفكران به نظر من نتونستند در اين مدت كاري كنند كه حتي مردم اقاي معيين را بشناسند و خيلي مشكلات ديگر درست است در تمام اين مدت رسانه ها مخصوصا اون تلويزيون لعنتي بر ضد اقاي خاتمي عمل ميكردند.بر ضد اصلاحات چه كارها كه اقاي لاريجاني انجام نداد.اما بايد قبول كرد عملكرد ما هم خوب نبود(البته اينجا جمع به كار نبايد برد من واقعا خيلي كوچكتر از اون هستم).راستش بايد گفت ناز شصتشون كه در روزهاي اخر انتخابات كاري كردند كه اقاي احمدي نژاد به اين شكل به دور دوم و در نهايت ريس جمهور شد.بايد قبول كرد كه خوب شطرنج بازي كردند ما خوب مهره ها را جابه جا نكرديم.قبول كنيد كه اشتباه از طرف ما هم بود.اما...اما..خانوم مسيح به نظر شما آيا دولت اقاي احمدي نژاد به چهار سال خواهد رسيد؟ممنونم فعلا خداحافظ
سلام
اگر دوست داريد به من هم سر بزنيد مثل اينكه دريافت نظر آخرين مطلبي كه گذاشتيد مشكل داره
خانم علي نژاد سلام
شما هم به پيوند 22 ميليوني با خاتمي بپيونديد.
مسيح جان صداي ما فرهنگيان به گوش مجلس هفتم نرسيد فكر مي كني به گوش رييس جمهور منتخب برسد ؟
مسيح عزيزم ميدانم كه هدف نگارش كتابت بيشتر درد دل گفتن صادقانه بوده و شناساندن جايگاه مجلس، اما من تكيه ام روي بخش خصوصي زندگي توست و نحوه برخوردت با وقايع چرا كه بررسي اين بعد به موضوع وبلاگ من مربوط است. به هر حال من هيچ نكته قابل كوبيدني را در اين كتاب نديدم حتي وقتي آنرا به همكارانم دادم ديدم كه با همان سرعت من كتاب را خواندند و اين به خاطر ساده نويسي و صراحتت است. هميشه موفق باشي. منتظر كتاب بعديت هستم.
راستي به قول دوستت،اگه يه روزي توپت افتاد توي حياط همسايه و پاره پارش كرد، يكي اين گوشه دنيا هست كه دلش بشه توپ زير پات تا باهاش بازي كني..... اگر يك روز اشكات خيال باريدن داشتن سرت رو بالا بگير و با غرور گريه كن تا بدونن دلت هنوز هواي بهاري داره و توي اين ميدون موش و گربه باز، هنوزم مثل پر كاكاييها نرمه و نشوني از سنگ شدن نداره.
|